دومان آلسا او داغلاری، داریخما گَل
"مه اگر گرفت کوهها را، نترس بیا"
گذري بر تاريخ ساوالان
فلات آذربايجان سرزميني بلند و كوهستاني است كه در شمال غرب فلات ايران واقع شده است و استان اردبيل در بخش شرقي اين فلات قرار دارد. وجود كوهستان هاي مرتفع و قرار گرفتن در مسير توده هاي هواي مديترانه اي موجب بارش هاي فراواني مي شود به طوري كه در اين استان مناطقي با بيش از ۹ ماه پوشش برفي و دامنه هايي با چشمه هاي فراوان و دشت هايي با رودهاي پرآب وجود دارد. كوهستان عظيم و آتشفشاني سبلان كه به زبان تركي «ساوالان» خوانده مي شود، از كوه هاي متعددي چون صائين، نرميق، قوشاداغ و ... تشكيل شده است. سبلان به شكل مخروط زيبايي است كه دهانه آتشفشان خاموش آن به صورت درياچه است و اطراف اين درياچه در طول سال پوشيده از برف و يخ است. قله اصلي يا آتشفشان سبلان به نام «سلطان ساوالان» بلندترين نقطه آذربايجان (۴۸۱۱ متر) و پس از دماوند، بلندترين قله ايران است.
ساوالان سرافراز يكي از كوه هاي معروف منطقه است كه مردم احترام زيادي براي آن قائلند. ساوالان به صورت يك پديده طبيعي در طول دوران هاي تاريخي، از دوره اورارتورها تا هجوم آريايي ها و دوران هاي بعدي همواره مورد توجه بوده و به لحاظ شجاعت و توانمندي مردم اطرافش به صورت يك دژ محكم عمل كرده است.
وجود خاطره ها و حكايت هاي شنيدني از گذشته ها بيان كننده اين حقيقت است كه ساوالان، تاريخي پرفراز و نشيب را پشت سرگذاشته و مردم آن همواره مقاوم از آزمون هاي تاريخي پرافتخار گذشته اند و ساوالان هم از اين معني پرآوازه گشته است. عظمت ساوالان و نقش آن در زندگي مردم و تصوير زيباي آن كوه سترگ در ادبيات و فولكلور مردم آذربايجان تا حدي است كه بر اساس باور مردم در شمال غرب كشور «ساوالان پاك ترين همه كوه ها و يكي از هفت كوه بزرگ بهشت است» بر اساس روايتي، ساوالان آرامگاه بسياري از صالحان و چند پيامبر است. با استناد به شواهد و منابع موجود از مورخان و نويسندگاني چند، بيش از ۲هزار سال پيش پيامبراني جهت عبادت و رياضت كشي به اين كوه صعود كرده و آن را مقدس شمرده اند. همين باور و اعتقاد سبب شده كه همه ساله عده كثيري از ايلات و عشاير و روستاييان اطراف ساوالان جهت شكرگزاري از موهبت هاي الهي و زيارت درياچه تا قله صعود كنند. از نظر مردم منطقه بخصوص ايلات، «ساوالان» تنها يك منطقه ييلاقي و چراگاه دام نيست، بلكه نشانه مردانگي، قهرماني، سربلندي و پناهگاه مظلومان و ياور دردمندان است. ايلات و عشاير همواره با ساوالان درد دل مي كنند و از آن استمداد مي طلبند و با احترام و عزت به او «سلطان ساوالان» لقب مي دهند و خود و ساوالان را يكي مي دانند. شعرهايي كه از زمان هاي دور و سينه به سينه نقل شده دليل قاطعي بر عظمت و جايگاه ساوالان در زندگي ايلات و عشاير منطقه دارد. از آن جمله: ساوالان سلطانيمدي سلطانيمدي، جانيمدي شانلي آدي دونيادا منيم آديم سانيمدي. (ساوالان سلطان من است) (سلطان من و جان من است) (نام پرآوازه او در جهان اعتبار و افتخار من است) آثار و شواهد باقي مانده از دوران هاي تاريخي بخصوص آثار باقي مانده از دوران پيش از مادها، بخصوص دوره اورارتورها در اين منطقه و نيز آثار موجود در اطراف سنگ محراب ساوالان دليل قاطعي بر صعودهاي زيارتي به كوه ساوالان در دوران هاي تاريخي است. با توجه به صعودهاي سنتي و زيارتي آن زمان تا كوهنوردي مدرن امروزي در دسته هاي ۴ تا ۱۰ هزار نفري به قله باشكوه ساوالان، مي توان تاريخ صعود بيش از ۲هزار سال تخمين زد. از جمله شواهد و منابع تاريخ كه به كوه ساوالان و نيز صعودهاي زيارتي به اين كوه اشاره داد مي توان به منابع زير اشاره كرد:
۱ ـ بر اساس نوشته اي از هانري ماسه در كتاب «معتقدات و آداب ايراني» آمده است: «ايرانيان، كوه ساوالان در آذربايجان را بسيار گرامي مي دارند. مي گويند در سيلگاه پر از برفي كه در قله اين كوه هست بدن انساني به چشم مي خورد كه هميشه به حالت يخ بسته است ولي به طور كامل نگاهداري شده است. بجز يكي از دندان ها و قسمتي از ريشش.
۲ - در كتاب آثار البلاد و الخبار والعباد ذكريا بن محمد بن محمود المكموني القزويني آمده است: زرتشت از آذربايجان بود و چندي از مردم كناره گرفت و در كوه سبلان به سر برد و از آنجا كتابي آورد.
۳ ـ در كتاب تاريخي ديگري آمده است: سبلان (سولان) و آن كوهي عظيم و بلند در حوالي اردبيل و به شرافت مشهور و بسياري از اهل الله در آن كوه عبادت گزيده و رياضت كشيده اند.
۴ ـ دركتاب معجم البلدان به ارتفاع ۴۸۱۲ متري سبلان، وضع آتشفشاني آن و نيز به قبور حضرت حامد و حضرت هود پيامبر در زير سنگ محراب اشاره شده است.
۵ ـ در تاج العروس في شرح القاموس زبيدي آمده است: كوه سبلان از معالم صالحان و اماكن متبركه و مزارات است و سبلان لقب عده اي از محدثان از آن جمله سالم و ابراهيم بن زياد، خالدبن عبدالله و خالد بن دهقان است.
۶ ـ خاقاني شيرواني در ۵۹۵ هجري قمري، حدود ۸۰۰ سال پيش خود به قله سبلان صعود كرده و شعر او كه در آن از حضرت موسي و نيز حضرت خضر نام برده شده سندي بر صعود او به سبلان است.
درباره ساوالان و وابستگي «زرتشت» به اين كوه در اغلب مآخذ جغرافيا و تاريخ و نيز نوشته هاي قديمي به مناسبت هاي مختلف ذكري به ميان آمده از آن سخن ها گفته اند. طبق اسناد موجود و روايات، زرتشت پيامبر در ۶۴۰ سال قبل از ميلاد (۲۶۴۸ سال پيش) در آذربايجان تولد يافت و هنگامي كه به ۳۰ سالگي رسيد، زادگاه خود را ترك گفته و به كوهي رفت. در اين كوه بود كه او از خرد خويش برخوردار شد و درآن ۱۰ سال، از تنهايي خسته نشد تا اين كه دلش دگرگون شد. زرتشت بعد از سال ها عبادت و رياضت كشي در سبلان، زادگاه خويش را ترك گفته و به بلخ عزيمت كرد.
طايفه گور، كاوور و گير زرتشتي بودند و دركوه هزار ميخ يا هزار مغ كه از قله هاي فرعي ساوالان است رياضت مي كشيدند. نيز مغانلوها زرتشتي بوده و آثاري از ميخ هاي كوبيده شده به سنگ كه اسب هاي ايلات و عشاير را به آن مي بستند هم اكنون در اين منطقه موجود است.
علاوه بر برپايي مراسم هاي مذهبي و عبادي و برگزاري اعياد ملي كه با دقت و وسواس خاصي صورت مي گرفت، گروه هايي از مردم در دسته هاي۳ تا ۴ نفري و با استفاده از ابزارهاي چوبي كباده مانند، تزئين شده از دانه هاي تسبيح از قاف گوساله، منجخ سنگي و زنگوله تشكيل مي شد و نيز گرزهاي دستي توخالي پر از منجخ و آدمك هاي متحرك چوبي زنگوله دار و منقوش و به شكل اسب كه آن را تكم مي گفتند و نيز نوعي آلت موسيقي شبيه به سنج از نيمه دوم اسفندماه تا نيمه دوم ارديبهشت، در شهرها و روستاها حركت كرده و ضمن برگزاري مراسم شعرخواني، حلول عيد نوروز و سال جديد را به مردم كوچه و بازار تبريك مي گفتند.
آثار تاريخي و باستاني بسياري روي قله كوه وجود داشته اند كه به صورت نمادين و به شكل هاي مختلفي مانند قنديل هاي طلايي، سنگ قبر همراه با معجر چوبي كنار آن، تعدادي سنگ بخصوص با علائم ويژه روي آن و همچنين تعدادي جام طلايي كه به عنوان تبرك جهت نوشيدن آب درياچه از طرف صعودكنندگان استفاده مي شده است.
از آثار باقي مانده در قله، تنها مي توان به تعدادي قاشق و سوزن از جنس استخوان، شانه هايي ازجنس چوب، منجخ هاي سنگي و تيغه هايي از جنس استخوان به شكل كارد يا چاقو و كتيبه كوچكي بر روي سنگ محراب اشاره كرد. آثار ياد شده به صورت پراكنده در برخي از نقاط قله يافت مي شوند. از طرفي وجود برخي آثار در پيرامون سبلان مانند كتيبه هاي حجاري شده و منقوش به تصاوير حيوانات و نيز آثار موجود در گردنه هزار ميخ، منطقه قره مسجد لر و آثار آق مسجد، پيكرهاي سنگي به شكل حيوانات مانند شيرسنگي، سنگ عقاب و ساير حيوانات و نيز حجاري هاي يافت شده در برخي از قسمت هاي سبلان مانند تصاوير حجاري شده قوچ وحشي و نيز تنديس هايي به شكل انسان و حيوان همگي مؤيد تاريخ بسيار ديرين و كهن اين منطقه است كه شايد تاكنون به صورت جدي مورد توجه و مطالعه قرار نگرفته اند. بي شك تحقيقات علمي و باستان شناسي بر روي آثار باقي مانده از ادوار گذشته و تحقيق درباره صحت واقعيت مراسم هاي مذهبي بر روي قله سبلان و روشن شدن اين واقعيت كه احتمالاً در دوره هاي كوتاهي عده اي بر روي قله سبلان زيسته باشند، گذشته از اين كه داراي اهميت بزرگ علمي است براي تمدن كنوني، اهميت شگرفي خواهد داشت و امكان دارد موجب آشكار شدن حقايق جالبي درباره مناسبات اجتماعي گذشتگان و ساكنان گذشته اين منطقه و در نهايت موجب جهش چشمگيري در تكامل تمدن كنوني ما شود.
برداشت از وبلاگ آقاي مسلم نوروز زاده
گامي در طوفان
سبلان – قله هرم سه
چهارمين اردوي انتتخابي تيم ملي كوهنوردي جمهوري اسلامي ايران اعزامي
به قله دائولاگیری Dhaulagiri
8156 متر منطقه هيمالياي نپال
تعداد اردو نشينان: 25 نفر
تعداد مربيان و سرپرست: 4 نفر
تاريخ اجرا: 24 آذر الي جمعه 27 آذر
محل اجرا: شهرستان سراب، روستاي آلوارس
مسافت طي شده از محل پياده شدن خودرو تا برگشت 29.200 كيلومتر
رشته كوه نه چندان طویل، سبلان، هرم و کسره داغ، یکی از پر جاذبه ترین مسیرهای کوهنوردی در ایران محسوب می گردد. قله 4811 متری سبلان کوهی مقدس و اساطیری در سرزمین ایران زمین رقم خوده كه با دریاچه ای بی نظیر در بلندای قله چونان نگیني بر انگشتری می درخشد.
از فراز این قله زیبا که به سمت جنوب و جنوب غربی بنگری ستیغ زیبایی چشم آرایت مي باشد، که این اهرام سنگی قلل بالای چهار هزار متری ست که، هرم هاي 1 و 2 و 3 نام گرفتند. که در يك طرف پوشيده از يخ سربی رنگ و دگر سو ديواره هاي زيبا يي را در خود جاي داده است، بطوري كه از دير باز و خصوصاٌ همنوردان پر توان آذري توانسته اند مسيرهاي در خور تحسيني بروي اين مجموعه ي زيبا بگشايند و بشناسانند به ستيزگراني كه عاشق چالش هاي جدي هستند.
پس از صعودي دلچسب وقتي تن خسته به شهر مي رساني می توانی تن به آبهای به عبارتی شفابخش سرعین، شابیل، قطور سوئی، مشکین شهر و سردابه برسانید و خستگی راه از تن برون برده با خاطراتي خوش و استفاده از غذاهاي لذيذ منطقه به ديار خويش سفر كنيد.
طي تماسي از سوي فدراسيون، اعلام گرديد به عنوان مربي در اردوي چهارم شركت نماييم. سبلان آن هم در اين فصل البته خود سبلان هم نه كه بلكه هرم كسره، يك باره ذهنم رفت به آن منطقه زيبا و بكر. ياد همنوردان عزيز منطقه، سراب شهر يلان شير دل، زمستان هاي تن سوز، شهر استقامت عشاير پاك دل، شهر كوه نوردان يك دل و يك رنگ، آنجا كه عشق و معناي معرفت هنوز بوي خوش مي دهد. آنجا كه هنوز كوه ستيزانش عاشقانه از بزقوش و ساوالان و هرم گفته ها دارند. آنجا كه هنوز كوه هايش بكر و بوي گون و بابونه سرمَستت مي كند. آنجا كه كولاك و سرما اجازه ورود به هر غريبه اي را نمي دهد.
اين شد كه اين چند روزه جزو روزهاي پر ثمر به حساب آمد و در دفتر خاطرات به شادي درج گرديد. مدتها بود دلم لَك زده بود براي يك چالش جدي، يك هم پا شدن با جوانان جوياي نام و رويارويي با طوفان بكر و تن سوز بي همتا.
سه شنبه24 آذر
كوله بر گرده ارابه، سه نفري راهي شديم پنج ساعتي ارابه تاخت و ما خيره به راهِ وامانده كه مگر تمام مي شد، گاهي لِك لِك و گاهي به تاخت تا عاقبت رسيديم جلو تابلو خوش آمديد سراب با بوي خوش آشنايي، از دور منظره قلل هرم كسره و بزقوش قِلقِلك مي داد، و به زودي به ناز پشت ابرهای سیاه رخ مي پوشاند.
عده اي عاشق در دفتر اداره ورزش شهر گرد هم آمده بودند. همان جا که بی شباهت به دفتر هیات کوهنوردی نيست. چه بي ريا رئيس اين اداره از دل مي گفت و دیگران در اوج لذت، انگار وارد خانه كوه شده اي، آري درست است اينجا كوه با دل و جان اين آدميان عجين شده و سالها ست از اين خوان گسترده بهره ها گرفته اند.
چند روزي است اين پاكدلان منتظر ورود كساني هستند كه خواهند آمد به شوق آموختن و نشان دادن آموخته ها، تا بلكه از اين آزمون به افتخار به اردوي بعد راه يابند. اما سرما و بارش سر ايستادن ندارد. اصلاٌ امسال از اول كار به همين منوال بود، انگار او نيز مي داند كه اين چه ستيز و به منظور چه آزموني است. همين كه هفته به نيمه مي رسد، آسمان چهره در هم مي كشد، البت اين موجبات خوشحالي مربيان دوره را فراهم نموده است چرا كه در اين صورت انتخاب جانانه اي صورت مي گيرد..
بيست و پنج نفر از جا جاي ايران گرد هم آمدند و چهار مربي به كار آزمون اين عزيزان كه از شهر هاي مختلف حضور دارند.
چهارشنبه 25 آذر
طي مراسمي مختصر و تقدير از تني چند از اعضاي تيم گاشربروم دو اعزامي در سال جاري توسط فدراسيون كوهنوردي و هيات سراب، سرابي هاي مهربانانه ما را بدرقه كرده سوار بر ميني بوس راهي پيست اسكي الوارس مي شويم، ابرها با ناز و كرشمه به كار عشوه گري مشغولند.
كوهنوردان از فرصت استفاده كرده چشم خود گرم مي كنند. از ممسيري فرعي با گذشتن دو روستا به راه اصلي سرعين آلوارس رسيده چند كيلومتر بالا تر خودرو با آه و ناله ارابه از حركت باز مي استد.
زنجير بسته مي شود اما دريغ از تسمه مهار و يا كِش فيكس زنجير و عجيب تر اينكه در اين مناطق سرد كوهستاني راننده اعلام مي دارد، ده سالي است كه دستش به زنجير نخورده از اين رو زحمت كار به گردن اعضاي تيم خصوصاٌ شهرستاني ها مي افتد. قدري بالا تر زنجير پاره شده از خير ادامه راه مي گذريم، و كوله بر دوش راهي مي شويم.
راه يخ زده دو ساعتي زير پا قرچ و قروچ مي كند تا به پيست اسكي آلوارس برسيم و آه از نهادمان بلند شود كه براستي كو برف و تازه اگر برف هم باشه و... كجاست شيب پيست اسكي پس اين همه هزينه به چه كاري مي آيد. دوستان گفتند بد نيست اين مجموعه تابستان ها كار مي كند!! عشاير نان مي پزند و... اين توجيه مناسبي است براي اين همه هزينه گزاف!!
براي ما كه بد نشد چون توانستيم كُنج ديوار يخ زده از گزند طوفان لختي استراحت كرده و مختصر ناهاري خورده راهي شويم. پانورامای زیبای قلل هرم به نرمی لای ابرها می خزد و کولاک از راه می رسد. اول کلاه و دستکش اضافه می شود سپس روزنه ها را می بندیم تا بلکه کولاک مجال نفوذ نیابد، که دست بردار نیست و در پاره اي اوقات زمین گیرمان می کند. به طول گام ها می افزاییم اما کاری ساخته نیست و سرما بر جانمان چیره می شود.
نمی دانم چه وقت به انتهای این دشت به نظر بی انتها می رسیم، هرزگاهی ناصری با دستکش زمُختش رو به سوی جایی در دو دست دشت برفي اشاره مي كند،"اُ داشهَ باخ، گِت""آن سنگ را نگاه کن برو" ولي حالا برو تا برسی قصدمان رسيدن به پاي قله هرم سه بود ولي با وجود طوفان و باد شديد و نزديكي غروب امكان رسيدن به محل امكان پذير نبود از اين رو مجبور شديم، اول دره اي كه منتهي مي شد به قله سبلان كمپ بزنيم، چند دقيقه بعد دشت سفيد به شهركي كوچك با ده تخته چادر تبديل مي شود. و امتياز مناسب به گروهي مي رسد كه سريعتر از ديگران چادر را برپا و نسبت به فيكس كردن درست آن اقدام نمايند.
پنجشنبه 26 آذر
حركت ساعت 6 صبح اعلام گرديد، ولي از ساعت 4.30 زندگي در چادرها جريان پيدا مي كند و سوسوي چراغ پيشاني در هوايي سرد راه را بر ما مي نماياند.
باز هم هر كس در جلو مسير را مي كاود، برف مي كوبد، از ابزار بهره مي گيرد، گام را با نفرات تنظيم مي كند و در اين بين مربيان نقطه نظر خود را در دفترچه يا د داشت مي كند. با رسيدن زير سنگ بزرگ "دَ دهَ قُور قُود"از شيبي تند با قدري صعود فني از صخره هاي يخ زده بالا كشيده تا به گردنه هرم سه برسيم، با لختي استراحت در حالي كه هنوز طوفان حاكم مطلق است شيب سنگي زير قله را بالا مي كشيم تا ساعتي بعد پا بر قله هرم سه گذاشته مجموع شرايط و باد شديد امكان گذر از تيغه را نمي دهد و با نظر سرپرستي اقدام به بازگشت به محل گردنه نموده در شرايطي سخت اقدام به برپايي چادر مي گردد. تا اين روز نيز به انتها برسد با سركشي بين چادر ها تغذيه نفرات مورد بررسي قرار گرفته كه خوشبختانه مثبت بوده تنوع غذايي به لحاظ كيفيت و تنوع لحاظ گرديده است. متاٌسفانه يكي دو چادر خيلي زود و خارج از تصور به خواب مي روند كه در اين شرايط و آزمون خيلي مناسب نيست.
جمعه 27 آذر
ساعت هنوز به هفت صبح نرسيده كه مربي توانمند عظيم قيچي ساز شيب تند و يخ زده را در حالي كه طوفان بي امان مي تازد بالا مي رود، نفرات از نظر وقت شناسي، پوشش و لوازم مورد كنترل قرار مي گيرند. از دور دست عظيم علامت مي دهد و نفرات در پي او، در اين آزمون تعداد بيست نفر اول كه سرعت مناسبي داشته اند يادادشت مي شود.
پس از برگشت نفرات چادر ها برچيده شده سرازير مي شويم و در راه مختصري در خصوص پرتاب ها و نحوء كار با كرامپون تمرين مي شود. در نهايت حوالي ساعت 13 اردو به پايان خود نزديك مي شود. در روستاي آلوارس مورد استقبال رياست محترم فدراسيون جناب آقاي مهندس شعاعي و مسئولين هيات استان آذربايجان شرقي همچنين مسئولان شهرستان سراب قرار گرفته كه اين امر موجب دلگرمي اعضاي تيم مي گردد.
در محل سراب پس از صرف ناهار جلسه اي در محل تربيت بدني انجام مي گردد و فرم هاي مخصوصي به اردو نشينان داده شده كه مي توان گفت دست كمي از اردو ندارد و نوشتن آن ساعتي به طول مي انجامد، در اين فاصله جلسه اي با حضور رياست فدراسيون و مربيان اردو در خصوص چگونگي اردو و وضعيت نفرات برگزار اردو با سخنان رياست فدراسيون پيرامون برنامه و اردو ها به پايان مي رسد.
بدين وسيله به پايان چهارمين مرحله اردو انتخابي مي رسيم جا دارد از همنورداني كه در اردوي بعدي حضور نخواهند داشت به سهم خود پوزش خواسته، و ديگر عزيزان در پنجمين اردوي انتخابي كه در استان مازندران – كلاردشت - علم كوه برگزار مي گردد موفق و پايدار باشند.
عكس از محمد نصيري، حسن نجاريان
برداشت GPS : محمد نصيري
مربيان برنامه آقايان:
جلال چشمه قصاباني، محمد حسن نجاريان، حميد ناصري، عظيم قيچي ساز
عکس از محمد نصیری